نام ورمیر برای دنیای هنر مثل یک رمز است. کمیاب، گران و به همان اندازه وسوسه برانگیز. در دهه ۱۹۳۰ یک نقاش هلندی به نام Han van Meegeren تصمیم گرفت از همین وسوسهانگیز بودن استفاده کند. او میخواست ثابت کند که میتواند از نگاه منتقدان عبور کند. راهش را هم انتخاب کرد. نه با نوآوری که با جعل کارهای هنری ورمیر.
یک ورمیر تازه
فان میگرن سالها روی سبک و متریالهای نقاشی قرن هفدهم کار کرد و هدفش نیز فقط شبیه سازی تصویر نبود. میخواست اثر از نظر «قدمت» هم باورپذیر باشد. نتیجهی این وسواس، یک تابلوی مذهبی بود که آن زمان خیلیها منتظرش بودند. چون برخی تاریخ نگاران هنر فکر میکردند ورمیر باید یک دوره مذهبی گمشده داشته باشد. همین فضای ذهنی کمک کرد در سال ۱۹۳۷ تابلوی The Supper at Emmaus به عنوان یک ورمیر تازه کشف شده پذیرفته شود. حتی در همان زمان نیز در مجلات معتبر ستایش شد.
موزه Boijmans Van Beuningen این اثر را خرید. برای مدتی یک «شاهکار ملی» حساب میشد. بعدها خود موزه هم صریح گفت که این تابلو مشهورترین جعل در تاریخ هنر هلند است و تنها پس از جنگ جهانی دوم و اعتراف فان میگرن ماهیت تابلو روشن شد.

اما بخش تکاندهنده داستان در جنگ جهانی دوم رخ داد. در دوران اشغال هلند یکی از جعلهای او که با نام ورمیر جا زده شده بود یعنی Christ and the Adulteress از مسیر دلال هنری به حلقه نازیها رسید. این اثر در نهایت به دست Hermann Göring رسید. گورینگ آن قدر شیفتهی این اثر ورمیر شد که طبق روایتهای مستند برای به دست آوردنش تعداد زیادی اثر هنری غارت شده را معاوضه کرد. در منابع معتبر عدد ۱۳۷ اثر هم ذکر شده است.
پایان جنگ
بعد از پایان جنگ، ورق برگشت. وقتی نیروهای متفقین و بازجویان رد این اثر از «ورمیر» را گرفتند به نام فان میگرن رسیدند. میگرن در سال ۱۹۴۵ با اتهام خیلی سنگین بازداشت شد. فروش میراث فرهنگی به دشمن و همکاری با نازیها، فان میگرن در موقعیتی قرار گرفت که فقط اعتراف به یک جمله میتوانست جانش را نجات دهد. او اعتراف کرد که: «این تابلوی ورمیر نیست. این کار من است.»
اما مشکل اینجا بود که کسی به این راحتی این حرف را باور نمیکرد و برای اثبات ادعا لازم بود او نشان دهد واقعا توانایی ساختن یک اثر از «ورمیر» را دارد یا نه. بنابراین فان میگرن زیر نظر شاهدان و کارشناسان، یک تابلوی دیگر در همان حال و هوا کشید و با عنوان Jesus Among the Doctors ثبت شد. این نمایش عملی تقلید، یکی از عجیبترین لحظات تاریخ جعل هنری است. چون یک جاعل باید در عمل ثابت میکرد که واقعا جاعل است.
محاکمه اصلی او در سال ۱۹۴۷ در آمستردام برگزار شد. اتهام همکاری او با دشمن کنار گذاشته شد. چون چیزی که به گورینگ رسیده بود «ورمیر» نبود. دادگاه او را به جرم جعل و کلاهبرداری محکوم کرد و مجازاتش هم یک سال زندان گزارش شد. فان میگرن مدت کوتاهی بعد در همان سال ۱۹۴۷ درگذشت.
این پرونده فقط یک قصه جنایی نیست. یک آینه است برای دنیای هنر. یک آینه که نشان میدهد میل به کشف شاهکار گمشده چطور میتواند چشم کارشناسان را هم کم سو کند.
اگر همه باور کنند یک اثر اصیل است آیا اصالت فقط امضاست یا چیزی فراتر از آن؟!